خانه سنجاب

من از دل میگویم و طُ از جان :)

میشه ؟!

تقریبا دوماهی بود که نمی نوشتم یارجان هم هرکاری میکرد تا منو ترغیب به نوشتن کنه اما موفق نمیشد تا اینکه بالاخره آخرین تیری تو تاریکی فرستاد ... و بالاخره موفق شد الحق که از راهکار فوق العاده ای استفاده کرد

تقریبا میخواستم قلمو واسه همیشه بزارم کنار و فقط یه خواننده باشم اما از اونجایی که معین خیلی به نوشته هام و سبک نوشتنم علاقه داره نذاشت این اتفاق بیوفته . دیروز که سراغ اسکیرین شات هام رفته بودم همینطوری که داشتم عکس هارو ورق میزدم و خاطره هارو زنده میکردم به یه عکس رسیدم ناخداگاه میخ کوب شدم . عکس از یه صفحه وب بود. صفحه وب برتر سال 94 (عکس). بالافاصله رفتم تو بیان و سراغ وبلاگ های برتر سال 94 اما تاسفانه چون کاج برفی پاک شده بود اثری ازش به عنوان وبلاگ برتر نمونده بود!

دیشب  داشتم فکر میکردم میشه یه روزی خانه سنجاب هم جز وب های برتر قرار بگیره ؟ بعدش به خودم نهیب زدم و گفتم نشد نداره درست مثل همون روزی که کاج برفی هم جز وبلاگ های برتر اون سال شد این وبلاگ هم میشه مگه غیر از اینکه که نویسنده هاشون یکی هستن ؟! پس من میتونم این وبلاگمو هم پر مخاطب کنم من بازهم میتونم دوستای مجازی زیادی پیدا کنم :)

 

۲ موافق ۲ مخالف
در رویاهایم
تو را میبینم
ای سرسبز بلوط سبز
ایستاده ای تنهای تنها
در بی انتها دشت خشک
با زخم ها ز نادان تبر
چه مهربان میخندی بر زخم
و پاییز فقط رسیده است
تا کمرت ...
.
.
.
مرا خاک کنید در زیر آن بلوط بلند
وقتی پوست او ترمیم شود
روح من هم خوب می شود
دختری به نام یاس پسری به نام یار