خانه سنجاب

من از دل میگویم و تو از جان :)

چشماش :)

شب ها موقع خواب

وقتی روی تخت دراز میکشم 

چشمامو میبندم و به چشمای خوشگلش فکر میکنم 

اینکه خدا مژه های بلندی بهش هدیه داده تا با هر بار پلک زدنش من دلببازم بهش 

اینکه وقتی خورشید به صورتش میتابه ، قهوه ای چشماش(عنبیه) میدرخشن  

چشماش به طور عجیبی همیشه بهم لبخند میزنن 

و

من 

عاشق این خنده های خاموش چشماش ام 

۱۰ موافق ۲ مخالف
عشقتون پایدار

ممنونم😊

موفق باشید

ممنون

یاسم😍اونقدر خوبی که تمام ثانیه هایم تنها به یاد طُ در گذر اند...❤
دوست داشتنم نسبت به طُ به اندازه تعداد ذرات کوانتوم موجود در جهان هستی😉حالا بشین بشمار ببین چقدر عاشقتم❤💚💜💛💙نویسنده محبوب من... 

عزیزدلم😍 

عاشقتم زندگی جانم🐥😻❤😛💋

پایدار باشید

:)

وای عالی کشیدی!!!:)

من نکشیدم :)

موفق باشید..

ممنونم :)

همچنین

سلام

ما دوباره برگشتیم لطفا به وبلاگ ما سر بزنید و حتما نطرتان را بیان کنید

سلام 

خوش برگشتی عزیزجان :)

چه شکلک های بامزه ای:))

قابل نداره :)

عمو پنجعلی: الکی میگه ! :)

:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در رویاهایم
تو را میبینم
ای سرسبز بلوط سبز
ایستاده ای تنهای تنها
در بی انتها دشت خشک
با زخم ها ز نادان تبر
چه مهربان میخندی بر زخم
و پاییز فقط رسیده است
تا کمرت ...
.
.
.
مرا خاک کنید در زیر آن بلوط بلند
وقتی پوست او ترمیم شود
روح من هم خوب می شود
دختری به نام یاس پسری به نام یار