خانه سنجاب

من از دل میگویم و طُ از جان :)

کمی تامل ... !

بیاید قبل از انجام دادن هرکاری اول خوب به عواقبش فکر کنید تا بعدها هی اون "کاش"هایی که هرگز به واقعیت تبدیل نمیشن نیان آزادیو ازتون بگیرن

نیان یقه لباستونو بگیرن تا جون دارن با دستاشون گلوتونو فشار ندن تا با عذاب وجدان خفه نشید !

حسرت و عذاب وجدان اگه باهم ادغام شن

کاش هارو به وجود میارن که قادر به کشتن ذره ذره تو دارن

پس قبل از انجام هر کاری خوب فکر کن ...!

پ.ن:یه صحنه هایی هست تو زندگی که هیچوقت فراموش نمیشن

پ.ن.دو: تا کتابو باز میکنم یاد اون صحنه ای میوفتم که پدرم وسط خیابون سرشو گرفت تو دستاش و با لحنی دردمند گفت : آخ ... زندگیمو باختم  

۵ موافق ۱ مخالف
سلام

حالتان خوب

بلا دور

دلتون شاد

سلام



ممنون 

من صحنه های تلخ زیادی دارم
دوست ندارم بهشون فکر کنم

دلتون شاد

چرا پدرتون اونو گقت ؟  :(

یه کلاه برداری رخ داد !

حساب پدرجانو هک کردن و نزدیک به 40 میلیون تومن از حساب کش رفتن ! 

ینی دیگه رفت  په این پلیس فتا چیکار میکرد این وسط

نمیدونم والا !

ولی پدر جان شکایت کردن انشالله که دستگیر بشن 

امیدورام که دستگیر بشن و پول پدرتون به حسابش برگرده

دنیاتون بی غم

ممنونم :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در رویاهایم
تو را میبینم
ای سرسبز بلوط سبز
ایستاده ای تنهای تنها
در بی انتها دشت خشک
با زخم ها ز نادان تبر
چه مهربان میخندی بر زخم
و پاییز فقط رسیده است
تا کمرت ...
.
.
.
مرا خاک کنید در زیر آن بلوط بلند
وقتی پوست او ترمیم شود
روح من هم خوب می شود
دختری به نام یاس پسری به نام یار